أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
744
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
برگاند . گلهايش بزرگ و سرخاند . ميوهها در كپسول [ جاى دارند ] و [ از نظر رنگ ] به زعفران مىمانند ، پوست ريشه سرخرنگ است . آن ميان سنگها مىرويد . نوعى [ سگانگور ] شبيه درخت زيتون نيز وجود دارد كه همينكه روييدن آغاز مىكند ، شاخههايش به يك ارش مىرسند ، آنها صاف و هموارند . رنگ برگهايش نيز به برگهاى زيتون مىماند ، آنها دراز ، باريك و زيبايند . گلهايش بزرگ ، سفيد و چروكيده شبيه گلهاى نخود است ، در آنها تخم وجود دارد - پنج يا شش دانه كوچك شبيه نخود ، نرم ، سخت 6 و متراكم . رنگشان گوناگون است . ريشهء اين [ نوع ] به كلفتى يك انگشت است و بين سنگها ، نهچندان دور از آب ، مىرويد . اين [ نوع سگانگور ] خوابآور است و اگر از آن زياد [ بخورند ] ، گاهى نيز مىكشد . ريشهاش را براى [ جلب ] محبت به كار مىبرند 7 . ابن مندويه : نوعى [ سگانگور ] خوابآور وجود دارد كه بايد از آن پرهيز كرد . محمد بن حبيب : اين « عبب الثعلب » 8 است و كسى كه مىگويد « عنب الثعلب » در اشتباه است . الربيع بن المطووق الحجازى مىگويد كه اين عنب الثعلب است ، آن را « عبب الثعلب » نيز مىنامند . ابو حنيفه : ابو زياد مىگويد كه عبب به اسپند مىماند جز اينكه بالاتر مىرود ؛ كپسولهايى 9 شبيه اسپند دارد . يك اعرابى گفته است كه عبب دانههاى زياد بسيار سرخ دارد كه از ميوهء سدر ريزتر ، اما از سگانگور درشتترند و در پوستهاى [ قرار دارند ] ؛ در هر پوسته يك ميوه وجود دارد ؛ مىپندارم كه اين كاكنج 10 است و او مىگويد كه نيست . برگهايش خشن و پهناند و به سرعت سوراخ مىشوند . مىپندارند كه جنها به دليل حسادت با انسان آنها را سوراخ مىكنند ؛ به همين جهت [ برگهاى ] سوراخ نشده را برمىدارند ، ريزريز مىكنند و آنها را بر [ جاى ] دردناك [ بدن ] مىگذارند و اين سودمند است . عبب نزد پزشكان به معناى « كاكنج » است . ابو معاذ : [ سگانگور ] پنج نوع است كه ابن سرابيون به تفصيل شرح داده است ؛ بين آنها [ سگانگور ] كشنده وجود دارد . ابو حنيفه : ربرق 11 همان سگانگور است . فنا 12 [ نيز ] سگانگور است . برخى مردمان عشرق 13 را « فنا » مىنامند . دانههاى سگانگور نه سرخ ، بلكه زردفاماند ، رويشان نقطههاى سياه نيز وجود دارد و برخىها نيز سراسر سياهاند . يك [ نوع سگ